درک، حاکی از آن است که چگونه یک رویداد را میبینیم: ذهنی یا عینی.
روشِ عینیِ توصیفِ یک رویداد اینگونه است: «اتفاق افتاد» و روشِ ذهنیِ توصیفِ آن بدین صورت است: «اتفاق افتاد و بد بود». ذهنی بودن، با واکنش ما نسبت به چیزی، و نظر و ادراکمان در مورد چیزها مرتبط است. برای اینکه واضحتر ببینیم، ابهامات را از بین برده و تصمیماتِ درست و منطقی بگیریم، باید بر درکِ خود تسلط داشته و عینیتر شویم. عینی بودن، بدین معنی است که بدونِ گذر از صافیِ هیجان، منطقی بیاندیشیم.