جملات زیبا از متن کتاب جوادی کجایی؟ | طاقچه
تصویر جلد کتاب جوادی کجایی؟
off
٪۴۰

کتاب جوادی کجایی؟

پیاده‌روی اربعین به روایت یک طنزچی

۴.۴(از ۳۰ امتیاز)
نوع کتاب

۱۰,۰۰۰

۴۰٪

قیمت:

۶,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
چهارصد همسفر بودیم در ۱۰ مَرکب. اول راه، شیرفهم‌مان کردند که هر مرکبِ چرخ‌داری را دو #مولای_فسفری_پوش خواهد بود جهت آنکه امور رتق و فتق نمایند و گره از کار جماعت بگشایند. پس روا نیست بی‌اذن ایشان و دور از چشمان نافذشان قدم از قدم برداشته، تک‌روی فرماییم!! به رسم معمول، تقیه کردیم و سمعاً و طاعتاً گفتیم. اما روح خبیث‌مان توفیق تقیه نداشت و یک‌ریز لفظ رکیک و دور از شأن ِ «عُمراً» از دهانش خارج می‌شد. مولایان فسفری‌پوش دو دسته بودند: عده‌ای تاب بیکار ماندن نداشتند و #پاپ_کُرن_وار در جنب و جوش و فعل و انفعال بودند. و عده‌ای چونان #برادر_گیگیلی بودند در سریالِ فرحزای #کلاه_قرمزی که تا بیایند و دستی بجنبانند، سفر هَپی اِند گشته و تیتراژ بالا آمده بود و صد البته که تا آخرِ سفر چیزی از ارزش‌های مولایی‌شان کم نشد.
ز.م
۸
عمودها تیرهای چراغ برقی بودند در کنار جاده که هر پنجاه متر، یکی‌شان سبز شده بود تا راه را گم نکنیم.
🌸خـادمـ الحسین🌸
۵
به موکب‌های مغفول مانده از نگاه زائران سر زده، آمار #دبلیوسی شان را درمی‌آوردیم که آیا آپشنی به نام #شلنگ در آن تعبیه شده یا هنوز سیستم عاملشان بر پایهٔ آفتابهٔ لوله کوتاه استوار است؟
رضوان
۴
مدیون رییس اداره ساماندهی امور مربوط به پیاده‌روی اربعین عراقید اگر توی دلتان به ما انگ تنبلی و جرزنی و پیچاندن عمود یک تا ۴۰۰ را بچسبانید...
zsmirghasmy
۳
مدیون #مادر_هاچ_زنبور_عسلید اگر فکر کنید در نجف گم نشدیم!
رضوان
۳
۷. روحِ طناز ما با اشاره به دیالوگِ معروف یکی از فیلم‌های #مسعودخان_کیمیایی: «عیوَل! بریم حموم عمومی، از اونجا شاید رفتیم کباب خوردیم، بعد سینما، بعدشم شابدوالعظیم، شاید سر راه #کریم_آق_منگول رو هم کشتیم.» ۸. و اینگونه بود که ما سه نفر، مغفولِ جماعتِ پچ پچیون گشته، بقچهٔ حمام به بغل جیم فنگ زدیم.
hosseini mehr 1401
۲
خاطر ما مرز ندیدگان را چزابه بسیار خوش آمد، لیک جهت حفظ پرستیژمان، به ذوق‌زدگی همسفران وقعی ننهانده، ژست #مارکوپولویانه به خود گرفتیم و #دختر_لُر_طور افاضهٔ فضل فرمودیم: چزابه چزابه که میگن اینجایِه؟؟؟ و بدین ترفند بود که همسفران نیک دریافتند که ما انسان مرز رد کرده‌ای هستیم و آن ور آب برایمان حیاط خلوتی بیش نیست!
رضوان
۲