من باید میرفتم اول راهنمایی و معصومه خواهرم برای دبیرستان ثبت نام میکرد. امّا بابا گفت:
- دیگه بسّه، مدرسه تعطیل. معصومه دیگه نباید بره. ساره هم تاسوم راهنمایی بخونه بسّه.
مادر گفت:
- چرا؟
کب ننه گوشهایش را تیز کرده بود که بابا چه جوابی میدهد. گفت:
- در این جلسه ما، اعضا جلسه دخترهایشان تا کلاس پنجم بیشتر درس نمیخوانند. دخترهام بزرگ شدند. مدرسهها خوب نیستند. عفت رعایت نمی شه.