جملات زیبا از متن کتاب طاهر خان طومان | طاقچه
تصویر جلد کتاب طاهر خان طومان
off
٪۴۰

کتاب طاهر خان طومان

زندگی شهید مدافع حرم، سیدرضا طاهر

۴.۵(از ۶ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
مصیب معصومیان
انتشارات: 
نشر شهید کاظمی
categoryدسته‌بندی: 
دفاع مقدس

۱۳,۰۰۰

۴۰٪

قیمت:

۷,۸۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
وقتی به سن تکلیف رسیدم چادر سر کردم. نمازم را شروع کردم. روزه می‌گرفتم همه این کارها را انجام می دادم. چون آقا رضا سرمشقم بود. حس می کردم باید وظایف مذهبی را خیلی خوب انجام دهم. آنقدر خوب که آقارضا قبول داشته باشد. حتی از او یک بار سوال کردم: ـ داداش! چرا نمی گی کاری که دوست داری رو بکنم؟ گفت: خب خودت داری انجام می دی. اون چیزهایی که خوب هست و انجام می دی. لازم نیست من چیزی بگم. و چقدر خوشحال شدم از این که چنین حرفی به من زد.
کاربر ۶۴۰۸۰۰۶
۲
آقا رضا عروسی هایی که بزن و بکوب بود نمی رفت. من هم به خاطر او نمی رفتم به خودم می گفتم: «خوب آقا رضا یک چیزی می داند که نمی رود دیگر. من هم نمی‌روم. بعدها که بزرگتر شدم دلیلش را فهمیدم.» وقتی به سن تکلیف رسیدم چادر سر کردم. نمازم را شروع کردم. روزه می‌گرفتم همه این کارها را انجام می دادم. چون آقا رضا سرمشقم بود. حس می کردم باید وظایف مذهبی را خیلی خوب انجام دهم. آنقدر خوب که آقارضا قبول داشته باشد. حتی از او یک بار سوال کردم: ـ داداش! چرا نمی گی کاری که دوست داری رو بکنم؟ گفت: خب خودت داری انجام می دی. اون چیزهایی که خوب هست و انجام می دی. لازم نیست من چیزی بگم. و چقدر خوشحال شدم از این که چنین حرفی به من زد.
کاربر ۶۴۰۸۰۰۶
۱
وقتی به سن تکلیف رسیدم چادر سر کردم. نمازم را شروع کردم. روزه می‌گرفتم همه این کارها را انجام می دادم. چون آقا رضا سرمشقم بود. حس می کردم باید وظایف مذهبی را خیلی خوب انجام دهم. آنقدر خوب که آقارضا قبول داشته باشد. حتی از او یک بار سوال کردم: ـ داداش! چرا نمی گی کاری که دوست داری رو بکنم؟ گفت: خب خودت داری انجام می دی. اون چیزهایی که خوب هست و انجام می دی. لازم نیست من چیزی بگم. و چقدر خوشحال شدم از این که چنین حرفی به من زد.
کاربر ۶۴۰۸۰۰۶
۰