روزی سلمان و ابوذر از رسول خدا سوال کردند حساب در روز قیامت چگونه است؟ حضرت یکصد درهم به هر کدام از ایشان عنایت فرموده و از آنها خواست که آن را خرج نمایند و وعده پاسخ به سؤال را به فردا موکول فرمود. جناب سلمان قبل از خروج از مسجد همه وجوه را به فقیر داد و جناب اباذر آن را خرج مایحتاج روزانه نمود. فردا که هر دو به محضر پیامبر مشرف شدند رسول اکرم (ص) تشتی پر از آب جوش کرده و به آنها فرمود: داخل شوید و بگویید آن پول را چگونه خرج کردید، سلمان فورا ماجرای بخشش پول را به سائل گفته و از آب جوش خارج میگردد اما اباذر همچنان معطّل جواب چگونگی خرج شدن در آب جوش ماند! متعاقب این سانحه رسول خدا به آنها فرمود: من از خداوند تقاضا کردم که رزق دوستان مرا بقدر کفایت و رزق دشمنانم را مال و فرزندان بسیارمقرر فرماید. (مکارم الاخلاق)