افتادن یک برگ
برای تو، تنها افتادن یک برگ بود
و برای برگ
مرگ.
سیّد جواد
۲۰
من از زندگی
تنها لیوانی آب میخواستم
که در گرمایِ آتشسوزِ بیکسی
در آرامشی بینهایت
بنوشم.
باران برفی
۱۲
دخترِ کوچک
گریه نکن
آن ستارگان زیبا که در آسمان میبینی
از من و تو
تنهاترند،
شاید که
تنهایی و تاریکی و رسوایی
زیبایشان کرده
دختر کوچک
گریه نکن
شاید تو هم ستارهای!
سیّد جواد
۱۰
برخیز رستمِ من
اندوهِ رفتنت
سُهرابت را کُشت!
سیّد جواد
۹
چمدانم را بر میدارم
برای دیدنت
به خواب میروم.
پروین اعتصامی
۹
بانو!
باد
در موهای تو،
مفهومِ بودنش را جستوجو میکند.
سیّد جواد
۶
به جنگ من برخیز
به فتح تو مشتاقم
بیهیچ خونریختنی
تمام مرا اشغال کردهای!
آزادی
۶
خانه؛
پنجره و درو دیوار
نیست
تویی که در انتظار من چای مینوشی.
سیّد جواد
۵
آن زن
جای پایش بر روی برف
شعر میشود.
باران برفی
۵
قلب تنها زندانی است
که صاحبش را اسیر میکند.
باران برفی
۴
روز را دوست دارم
چون تو را به یادم میآورد
شب را دوست دارم
چون تو را به یادم میآورد
شب و روز را
نفسکشیدن را
تنها برای دوستداشتن تو
دوست دارم.
آزادی
۴
در لبخند گندمگون یک زن
ابدیتی شاعرانه است...
erkana
۳
پناه را،
تنها،
بیپناه
میفهمد.
Niyaz.h
۳
نه میسوزم
نه بریده میشوم
نه تمام میشوم
نه میمیرم
یک سایه،
همیشه
یک سایه است.
Maral
۳
دخترِ کوچک
گریه نکن
آن ستارگان زیبا که در آسمان میبینی
از من و تو
تنهاترند،
شاید که
تنهایی و تاریکی و رسوایی
زیبایشان کرده
دختر کوچک
گریه نکن
شاید تو هم ستارهای!
🌸بهارم🌸
۲
تنها سایهی سیاه یک پرنده کافی است،
تا یک دیوانه را
هوایی کند.
پروین اعتصامی
۲
روز را دوست دارم
چون تو را به یادم میآورد
شب را دوست دارم
چون تو را به یادم میآورد
شب و روز را
نفسکشیدن را
تنها برای دوستداشتن تو
دوست دارم.
farzane
۲
بانو!
آیا تشبیهکردن تو به گل،
گناه بزرگی نیست؟
erkana
۲
چشمانم
قلبم
دستانم
همه آبی شدهاند
آبی میبینم
آبی مینویسم.