مارگارت مرحلهبهمرحله تمام چیزی را که اتفاق افتاده بود، بازگو کرد. اینکه لباسها و کتانی جیمی را خیس پیدا کرد. اِستیو دالینگ را دید که جسد کِلارا را از استخر بیرون کشید. با وحشت لباسها و کتانی را شست. از جیمی قول گرفت به کسی در مورد آن شب چیزی نگوید. مارگارت به گابریِل گفت که آنتونی بعد از صحبت با کِلارا خانهشان را ترک کرده.