هوگو، در اين کتاب غمانگيز و آموزنده و در اين شاهکار عالی تاريخی و عشقی حقايق تلخ زندگی و مفاسد و معايب نادانیهای يک اجتماع دور از تمدن را به رخ بشريت کشيده و او را با تازيانهای که هم عبرتآموز است و هم خيرخواهانه، تأديب نموده و دلسوزانه راه زندگی را نشان داده است.
اين نويسنده عاليقدر هنگامی که آخرين اثر خود را مینوشت، متجاوز از هشتاد سال داشت. وی پس از ۸۳ سال زندگی سراسر افتخارآميز در ۲۲ مه سال ۱۸۸۵ زندگیرا بدرود گفت. او با بينوايان و درماندگان اجتماع پيوندی ناگسستنی داشت و آنان را ياوری مینمود. پيوند وی آنقدر استوار و صميمانه بود که در واپسين عمر خود وصيت کرد که جسدش را با تابوت گدايان به گورستان برده و به خاک بسپارند.