«خدای متعال به یکی از صدیقان وحی کرد که من بندگانی دارم که مرا دوست دارند و من نیز آنها را دوست دارم. آنچه که آنان به خاطر من تحمل میکنند، همه را میبینم و شکوههایی که از محبت من بر لب دارند، میشنوم.
اول نعمتی که به آنها عطا میکنم، سه چیز است:
یکی اینکه نور خودم را در دل آنها میافکنم؛ در نتیجه همانگونه که من از آنها آگاهم، آنها نیز از من خبر دارند.
دوم اینکه اگر آسمانها و زمینها و آنچه در این میان است در میزان آنها ببینم، باز آن را کم خواهم دانست.
سوم اینکه رو به سوی آنها میکنم؛ و بدانید اگر من به کسی توجه کنم احدی نمیداند که چه به او عطا خواهم کرد.»