جملات زیبا از متن کتاب آیین خاک سپاری | طاقچه
تصویر جلد کتاب آیین خاک سپاریsubscriptionAvailable

کتاب آیین خاک سپاری

۳.۹(از ۱۹ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
هانا کنت، فروزنده طیب
انتشارات: 
نشر داهی

قیمت:

۳۹,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

سعدی می‌فرماید: «بسیار سفر باید تا پخته شود خامی.» بااین‌همه ازآن‌جاکه سفر همیشه شدنی نیست، نیکوترین گزینهٔ جانشین سفر، همان خواندن کتاب است که می‌تواند ما را با سرزمین‌های دیگر، چه بر کرهٔ خاکی و چه بر کرهٔ اندیشه، آشنا کند و فرارویمان راهی تازه بگشاید.
کاربر ۳۹۴۴۹۵۴
۴
راسته می‌گن کسی که کتاب نداره، نابیناست.
Mary gholami
۲
این را هر زنی می‌داند که گناه هم‌چون گره‌ای در یک بافتنی است که چون بافته شد، پابرجا در جایش خواهد ماند.
نیلوفر آریاراد
۲
دشواری‌های زندگی، باورهای خرافی، سخنان درگوشی، تلاش شانه‌به‌شانهٔ زن و مرد، قانون و عدالت و نیز همانند همیشه نقش کلیدی زن در خانواده،... و عشق، این افسون خوش‌خط‌وخال، از نکته‌های برجسته در این داستان است که مرا به این اندیشه می‌اندازد که «هر جا روی، آسمان همین رنگ است.»
کاربر ۳۹۴۴۹۵۴
۲
«گمون نکن جهان هستی ما رو نمی‌بینه، آگنس. اونم مانند تو و من بیداره.»
نیلوفر آریاراد
۱
ــ می‌دونی کف دست گود داشتن چی رو نشون می‌ده؟ می‌گه چیزی ناشناخته دربارهٔ ما هست و اگه هوای اون رو نداشته باشیم، این گودی می‌تونه با بیچارگی پر بشه؛ اگه ما این گودی رو در برابر هستی و تاریکی‌هاش، با همهٔ بدبختی‌هاش بذاریم. من که داشتم می‌خندیدم پرسیدم: «خب، چه‌جوری می‌تونیم هوای گودی دست‌مون رو داشته باشیم؟» ــ با پوشوندن اون با کف دست کس دیگه‌ای، آگنس.
ela
۱
نمی‌خواهم در یاد کسی بمانم، می‌خواهم این‌جا بمانم.
ela
۱
پیکر زن، جهانی از آزار و رنج را به نمایش گذاشته بود.
ela
۰
می‌کنم. به‌زودی زمستان چون مشتی که از تاریکی بیرون بجهد، فراخواهد رسید. آن بالا در بلندی‌ها، کولاکِ برف هم‌چون بیوهٔ ماهی‌گیران زوزه خواهد کشید و باد، پوست را لایه‌لایه از پیکر جدا خواهد کرد. در این سرزمین، کوهستان نیز هم‌چون دژخیمان سخت‌دل است.
ela
۰
ــ می‌دونی کف دست گود داشتن چی رو نشون می‌ده؟ می‌گه چیزی ناشناخته دربارهٔ ما هست و اگه هوای اون رو نداشته باشیم، این گودی می‌تونه با بیچارگی پر بشه؛ اگه ما این گودی رو در برابر هستی و تاریکی‌هاش، با همهٔ بدبختی‌هاش بذاریم. من که داشتم می‌خندیدم پرسیدم: «خب، چه‌جوری می‌تونیم هوای گودی دست‌مون رو داشته باشیم؟» ــ با پوشوندن اون با کف دست کس دیگه‌ای، آگنس.
ela
۰