او فرمولی برای حفظ خونسردی خود و شاگردانش در برابر آدمهای مردمآزار ابداع کرد. او مینویسد: «هرگز نگو که مردم بدجنس هستند. تو فقط باید به دنبال رگِ خواب بگردی». منظور او از «رگ خواب» این بود که باید دنبال منشأ رنجی باشی که فرد را تحریک میکند تا منزجرکننده رفتار کند. فکر آرامشبخشی است اگر تصور کنیم که آنها در پشت صحنه، در جاهایی که نمیتوانیم ببینیم، رنج کشیدهاند. بالغ بودن یعنی اینکه یاد بگیریم وقتی دلیل آشکاری در توجیه رفتاری آزارنده وجود ندارد، بتوانیم این منطقهٔ رنج را تخیل کنیم. شاید به نظر نرسد که گویی یک بیماری مزمن روانی از درون آنها را به جنون کشانده است. شاید آنها به نظر شاد، سرزنده و پر از خویشتنشان باشند اما بهوضوح «رگ خوابی» باید وجود داشته باشد، وگرنه نمیبایست باعث آزار دیگران میشدند.