جملات زیبا از متن کتاب حسین شایسته‌فر به روایت راضیه بوباش همسر شهید (جلد ششم) | طاقچه
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب حسین شایسته‌فر به روایت راضیه بوباش همسر شهید (جلد ششم)

کتاب حسین شایسته‌فر به روایت راضیه بوباش همسر شهید (جلد ششم)

۴.۹(از ۹ رأی)
نوع کتاب
پدیدآورندگان:
عالیه سادات حسینی
categoryدسته‌بندی:
دفاع مقدس

قیمت:

۳۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید با کد OFF30ic-copy
«معامله با خدا هرگز پشیمانی ندارد..
آسمان
۱۰
درِ اتاق پرونده‌ها که باز شد وحشت کردم. تا سقف اتاق پر از زونکن و پرونده بود. «حق داشتند که حوصله نمی‌کردند بگردند.» توی دلم توسل کردم به امام زمان (عج). گفتم «یا حجت‌ابن‌الحسن، خودت کمک کن. به خاطر بچه‌هایم.» دست گذاشتم روی یک پرونده و کشیدمش بیرون. اشک توی چشم‌هایم جمع شده بود. پروندهٔ حسین بود.
آسمان
۸
تو، دلت هوای رفتن داشت. پاهایت روی زمین بند نمی‌شد. چشمانت آبی‌های آسمان را خواب می‌دید. از همان روز که بی‌قراری‌هایت را آهسته و آرام لابه‌لای دردهای تنت پیچیدی، می‌دانستی نوبت قرارِ تو با نورها هم می‌رسد. صبوری می‌کردی. دردها زیباترت می‌کردند. دوری‌ها عاشق‌ترت کرده بودند. زخم‌هایت تو را مست‌تر می‌کرد و تو بازهم صبوری می‌کردی. زمین برای تو تنگ و تاریک بود. انتظار می‌کشیدی. می‌دانستی آسمان نزدیک است، خیلی نزدیک.
Narges Mahdavi
۱