نفرت بوف کور از رجالهها حتی رؤیاهای دنیای پس از مرگ او را نیز درهم و مغشوش کرده است. مینویسد «گاهی دلم میخواست بعد از مرگ دستهای دراز با انگشتان بلند حساسی داشتم تا همه ذرات تن خودم را به دقت جمعآوری میکردم و دو دستی نگه میداشتم تا ذرات تن من که مال من هستند در تن رجالهها نرود.»