ای مردم، این اتفاقی بود که افتاد: دیگر هیچوقت آن مأمورهای افبیآی را ندیدیم. هیچوقت. من هم درس مهمی گرفتم: هیچوقت اولین چیزی را که یک مأمور افبیآی بهت میگوید باور نکن، مخصوصاً اگر به نظر میآمد که معتقد است تو محکوم به جرمی هستی. شاید مدرکی نداشته باشد. شاید دارد لاف میزند. شاید تو بیگناه باشی. شاید. قانون میتواند در مورد این مسائل مبهم باشد... اما قطعاً ارزش ریسککردن دارد.
در هر صورت، بهخاطر آن حادثهٔ کذایی هیچکس دستگیر نشد. مأمورهای افبیآی رفتند، صندوق پست برگشت روی پایههای سنگین آهنیاش، و ما دیگر هیچوقت آن رانندهٔ اتوبوس مست و عوضی را ندیدیم.