بالاتر از بیست
امتحان کتبی استادی دانشکده را خیلی خوب داده بود. گفتند امتحان شفاهی هم باید بگیریم. کتاب امتحان" منظومهی ملا هادر سبزواری" بود و ممتحن "مرحوم راشد". کتاب را باز کرد و بحثی را مطرح. مرتضی شروع کرد به توضیح دادن، بحث از منظومه به اشارات کشید و از اشارات به اسفار. راشد متعجب نگاهش کرد و گفت:" صبر کن! صبر کن! از بیست که بالاتر نداریم بیا این بیست! حالا ادامه بده تا استفاده کنیم."جاها عوض شده بود، استاد شاگرد بود و شاگرد استاد.