من یه ابرم
روی ِ ماهِتو پوشوندم
اینهمه ستارههارو
توو شب ِ چشات نشوندم
من پلم، رو جاری ِ تو
که تنمرو روت کشوندم
اینهمه رهگذراتو
اونورِ تنت رسوندم
سیّد جواد
۷
ای عشقِ بی سرانجام
یادم تو را فراموش
آن شعلهٔ قدیمی
در سینه گشته خاموش
یادم تو را فراموش
بی خاطراتِ مانا
بی ماندگاریِ ذهن
بی نامههایِ خوانا
سیّد جواد
۶
این دخترک یه مَرده
قصهٔ رنج و درده
یه بچه تو زندگیش
که بچّگی نکرده
وقتی میره پیِ کار
ممکنه برنگرده
سیّد جواد
۴
تو بری، منم برم، اما چرا
زل زدیم هردوتا به چشمای هم
شاید این فقط مرورِ خاطرهس
مثلِ تقویمِ دلو ورق زدن
یا یه آلبومه که توی ذهنمون
یهو عکساش اومدن ردیف شدن
سیّد جواد
۴
پُلها شکسته مانده
یادم تو را فراموش
پاهای خسته مانده
یادت مرا فراموش
یادم تو را فراموش
یادت مرا فراموش
خاکستری نمانده
در آن اجاقِ خاموش
سیّد جواد
۴
من میخوام یهکم عوض شم
تورو اما نمیدونم
اون همیشگی نباشم
تورو اما نمیدونم
سیّد جواد
۴
نمیتونم بفهممت
مثل هوای مبهمی
دلتنگِ آسمونتم
بهم فضا بده کمی
"همیشه توفانیِ من
"همیشه عصیانیِ من
غرق و گمم، ببین منو
"علت پنهانیِ من