جملات زیبا از متن کتاب چایت را من شیرین می کنم | طاقچه
تصویر جلد کتاب چایت را من شیرین می کنم
off
٪۷۰
subscriptionAvailable

کتاب چایت را من شیرین می کنم

۴.۴(از ۱۵۴۴ امتیاز)
نوع کتاب

۱۸۵,۰۰۰

۷۰٪

قیمت:

۵۵,۵۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

«عشق... قافیه‌اش، گرچه مشکل است... اما... خدا اگر که بخواهد... ردیف خواهد شد!»
ابوالفضل
۵۲۶
تو مسلمونی بلد نیستی، مشکل از اسلامه؟
𝐸𝓁𝒾
۴۱۲
"شهادت" شیرین ترین، غم انگیز دنیاست...
h.s.y
۳۶۶
پس حجاب یعنی «زیبا باش اما محجوب و دست‌نیافتنی!»
جانان
۳۵۱
ـ اگه شهید نشم... می‌میرم!
𝐸𝓁𝒾
۲۶۶
حجاب در اسلام یعنی چشمان حریص مرد غریبه، ارزش تماشایت را ندارد. حالا می‌دانستم که زن در اسلام، یعنی «ملکه باش! نه روسپی دست‌خورده‌ی کلوپ‌های شبانه!» شمایل آن چند زن و دختر محجبه با روسری و پوشیده در چادر که با اولین گام‌هایم به فرودگاهِ ایران دیدم، در خاطراتم زنده شد. پس حجاب یعنی «زیبا باش اما محجوب و دست‌نیافتنی
قاصدک
۲۲۹
کاش دنیا کمی می‌نشست و شقیقه‌هایش را ماساژ می‌داد.
چڪاوڪ [deranggah@]
۲۲۰
ترس هم که تکلیفش معلومه. باید جفت‌پا پرید وسطش.
Orafa
۲۰۷
اما... خدا اگر که بخواهد... ردیف خواهد شد!»
عاطی
۱۹۸
من از مذهبی‌ها تنفر داشتم.
ــسیّدحجّتـــ
۱۵۴
حیرتم بیش‌تر شد، وقتی که دانستم علی (ع)، شیر میدان جنگ، همسرش فاطمه را با جمله‌ی «جان علی به فدایت» صدا می‌زد
بنت الحیدر
۱۱۴
چایی تا وقتی‌که داغه، می‌چسبه. همچین که سرد شد، از دهن میفته. نمازم تا وقتی داغه، به بندبند روحت گره می‌خوره. بعدشم، الله‌اکبر اذون که بلند می‌شه؛ امام زمان اقامه می‌بنده. اون‌وقت کسایی که اول‌وقت نماز می‌خونن، انگار به حضرت اقتدا کردن و نمازشون با نماز مولا میره بالا. آدم که فقط نباید تو جمع‌کردن پول و ثروت، اقتصادی فکر کنه. اگه واسه دارایی اون دنیات مقتصد بودی، هنر کردی!
"Shfar"
۱۱۰
مردن فقط دفن‌شدن در خاک نیست، همین که چیزی برای از دست‌دادن نداشته باشی، یعنی مُرده‌ای.
𝐸𝓁𝒾
۱۰۷
چرا به مهر سجده می‌کنی؟ شما یه تیکه خاک و گل خشک رو، به خدایی قبول دارین؟ نظمی به محاسنش داد. ـ ما به مهر سجده نمی‌کنیم... ما رو اون سجده می‌کنیم! متوجه نشدم و پرسیدم: ـ یعنی چی؟ مگه فرقی داره؟ لبخندی شیرین تحویلم داد. ـ فرق داره... اساسی هم داره. وقتی به مهر سجده کنی، میشی بت‌پرست. اما وقتی روی مهر سجده کنی، اون هم برای خدا، میشی یکتاپرست. خاک، نشانه‌ی خاکساری ما در برابر خداست. بنده‌ی خدا پنج وعده در شبانه‌روز، پیشونی روی خاک میذاره تا در کمال خضوع، به خدا سجده کنه و بگه خاک کجا و پروردگار افلاک کجا. ما روی مهر به خدای آفریننده‌ی خاک و افلاک سجده می‌کنیم... در کمال خضوع و خاکساری!
SARA
۱۰۰
اصلاً قلبی که به عشق خدا بزند، عاشق علی هم می‌شود.
𝐸𝓁𝒾
۹۶
«این قلب ترک‌خورده‌ی من، بند به مو بود... من عاشق او بودم و او عاشق او بود.»
moon shine
۸۸
حجاب یعنی «زیبا باش اما محجوب و دست‌نیافتنی!»
𝐸𝓁𝒾
۶۷
گاهی.. بعضی آدما، چاییشون رو با طعم خدا می‌خورن... بعضی هم، فنجان چایشون رو در کنار خود خدا.
خوانش عملگرا
۶۴
ـ همه‌چی درست می‌شه.
Z.M
۶۴
و «عشق... قافیه‌اش، گرچه مشکل است... اما... خدا اگر که بخواهد... ردیف خواهد شد!»
.
۶۳
ـ بانوی زیبا! حد حجاب، گردی صورت و دست‌ها تا مچه. حیفه که چشم هر رهگذری به طلای وجودتون بیفته. شما نابی، تاج سری. کدوم پادشاهی تاجش رو وسط بازار رها می‌کنه تا هرکس و ناکسی حظ ببره و کیف کنه؟
کتابخوان
۵۹
اسلام چیزی جز انسانیت نداشت
SARA
۵۲
مگر می‌شود علی را شناخت و دوستش نداشت؟
Orafa
۵۱
لبخند به لب داشتم از این‌که وقتی قلبی می‌شکست، صدایش را جز خدا نمی‌شنید
نـارمیلـا
۵۰
اگه شهید نشم... می‌میرم!
...!
۵۰
حماقت خودت و دانیال و بقیه‌ی دوستات رو گردن اسلام ننداز. اسلام یعنی محمد (ص)؛ که همسایه‌اش هرروز روده‌ی گوسفند رو سرش ریخت اما وقتی مریض شد، رفت به عیادتش. اسلام یعنی دخترایی که به‌جای زنده‌به‌گوری، الان روبه‌روی من نشستن. اسلام یعنی علی؛ که تا وقتی همسایه‌اش گرسنه بود، روزه‌شو باز نمی‌کرد. اسلام یعنی حسن؛ که غذاشو با سگ گرسنه وسط بیابون تقسیم کرد. من شیعه نیستم، اما اسلام رو بهتر از رفقای داعشی‌ات می‌شناسم. تو مسلمونی بلد نیستی، مشکل از اسلامه؟
BoOk WorM
۵۰
در بساط فکری‌اش چیزی از خدا پیدا نمی‌شد. شاید به زبان نمی‌آورد اما رنگ کردار و افکارش جز سیاهی شیطان را نشان نمی‌داد.
چڪاوڪ [deranggah@]
۴۹
ـ چرا نماز می‌خونی؟ لبخند زد و دانه‌های گلی تسبیح را، با انگشتانش به بازی گرفت. ـ شما چرا غذا می‌خورین؟ سؤالش مسخره بود. پوزخند زدم: ـ واسه این‌که گرسنه نمونم... نمیرم. آرام لبخند زد و گفت: ـ منم نماز می‌خونم، واسه این‌که روحم گرسنه نمونه، نمیره. جز یک‌بار در کودکی آن‌هم به اصرار مادر، هیچ‌وقت نماز نخواندم. یعنی خدایی را قبول نداشتم تا برایش خم و راست شوم. اما یک‌چیز را خوب می‌دانستم و آن، این‌که سال‌هاست روحم از هر مرده‌ای، مرده‌تر است!
SARA
۴۷
فقط فنجانی چای بود با خدایش.
"Shfar"
۴۶
چقدر بیچارگی شیرین است، وقتی سر به شانه‌ی خدا داشته باشی
.
۴۵