من در نوجوانی فکر میکردم مردم مرا مینگرند، هرکاری که میخواستم انجام دهم فکر میکردم همهٔ هوش و حواس مردم به من میباشد، سالها گذشت و فهمیدم اصلاً مردم به من فکر نمیکردند، هیچکس به فکر من نبوده است، همه گرفتار زندگی خودشان بودند، اگر هم به من فکر میکردند، نگران آن بودهاند که من راجع به آنها چه فکر میکنم، مردم به خودشان نگاه میکنند نه به من و شما