تصمیم گرفتم نگذارم سکتهٔ مغزی رؤیایم را تباه کند. نمیتوانستم روی تخت بیمارستان لم بدهم. من اهل کار و تحرک هستم. چیزی درونم بود که پزشکان نفهمیدند، هنوز هم اکثرشان نمیفهمند، و همان چیز نهایتاً مرا از بیمارستان بیرون کشید. بله، ممکن است دستم آن طوری که باید کار نکند و چالشهای کوچکی هم داشته باشم، اما امروز علیرغم تمام پیشبینیهای پزشکان، که میگفتند باید تا آخر عمر از ویلچر استفاده کنم، دارم راه میروم.