حسادت میکنم به دودِ سیگاری
که حجم شُشهای تو را تسخیر میکند!
به جِرم تلخی که سرخی لبانِ تو را میمزد!
حسادت میکنم به آیینه
که تنهایی چشمانت را میرباید از تو
بیآنکه غارتش را دریافته باشی!
به تمامیتِ تو حسادت میکنم
که کسانی دیگر را از آن سهمی است!
من حسودم بر حاسدانی که در رؤیاهایشان
خندهها و دندانهای تو را مالکند!