ژیم میخواهد همهچیز را دربارهام بداند، دربارۀ خانواده و گذشتهام. خیلی خوب میداند چطور باید مرا بخنداند. وقتهایی که با هم هستیم دائماً در حال خندیدنم. تقریباً همهچیز را به او میگویم. هیچ خجالتی از اینکه چیزی از گذشتهام بداند ندارم.
چند چیز را هم برای خودم نگه میدارم. خوب است آدم رازهایی هم داشته باشد. قرار نیست همه همهچیز را بدانند؛ حتی عشق زندگی آدم.