اول، یاد گرفتم که حرفهایها احساسات خودشان را در نتیجهٔ کار دخالت نمیدهند. به عبارتی دیگر، آنها با هدف آموزش دادن و جا انداخت کار به مشتری احتمالی کمک میکنند که تصمیمی بگیرد که بر زندگیش تأثیر مثبت داشته باشد. آنها به کسی نیاز ندارند. سعی نمیکنند هر کسی را “وارد کنند.” آنها از روی صداقت سعی در کمک کردن دارند.
دوم، حرفهایها از کار خود کاملاً مطمئن هستند. آنها توقع دارند که مشتری احتمالی وارد کار شود، چون باور ژرفی دارند که این فرصت کاری به سود مشتری احتمالی است. حرفهایها آدمهای سفت و محکمی هستند. بسیاری از آنها وقتی میبینند شخص تصمیم میگیرد که وارد کار نشود عمیقاً تعجب میکنند.