جملات زیبا از متن کتاب قطار نیمه شب | طاقچه
تصویر جلد کتاب قطار نیمه شب
off
٪۵۰

کتاب قطار نیمه شب

جلد دوم کتابخانه نیمه شب

نوع کتاب
۳.۰ امتیاز(از ۴۱ رأی)
پدیدآورندگان: 
مت هیگ، رزا حسینی سارانی
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
موون~🐋🌻🌊
۹۷
«کنایه‌آمیزه که فقط یه لحظه طول می‌کشه بمیری، ولی یه عمر کامل لازمه تا یاد بگیری چطور زندگی کنی.
@zahragarmsiri
۴۴
«برای اینکه خوب زندگی کنی باید بدونی چه زمانی چیزی رو که ازت انتظار دارن، نادیده بگیری. حتی اگه به معنای زیرپاگذاشتن قوانین باشه.»
@zahragarmsiri
۳۷
«به گمونم ایراد زندگی اینه که ما هر کاری رو انجام می‌دیم چون ازمون انتظار دارن. به‌خاطر حرف دیگران این کارها رو انجام می‌دیم. من دارم سعی می‌کنم برعکسش زندگی کنم. یعنی کاری رو انجام بدم که از اعماق وجودم حس می‌کنم درسته، حتی اگه کسی انتظارش رو نداشته باشه.»
@zahragarmsiri
۳۴
وقتی ساز می‌زنی، عجله نکن. خوب وقت بذار... آهسته و پیوسته پیش برو. درنهایت اون قطعه درست از آب درمی‌آد.»
@zahragarmsiri
۲۰
گاهی لازم است تا آستانهٔ ازدست‌دادن چیزی پیش بروی تا قدرش را بدانی.
@zahragarmsiri
۱۹
همیشه بهش می‌گفتم زندگی خیلی شکننده‌تر از اینه که مدام ساختارشکنی کنیم.
@zahragarmsiri
۱۹
از تراژدی‌های زندگی این است که باید بمیری تا بتوانی آدمی را آن‌گونه که هست، با تمام وجود ببینی.
@zahragarmsiri
۱۹
هیچ‌وقت عذرخواهی رو با بهونه‌گرفتن خراب نکن.
مینو
۱۵
«رفیق جون، خب اشتباه‌کردن یعنی تو واقعاً زندگی کردی!»
@zahragarmsiri
۹
گاهی افکار با صدای بلندی در ذهن طنین می‌اندازند
@zahragarmsiri
۹
«زندگیِ بدون درد وجود نداره، پسر. اگه تو زندگی از درد فرار کنی، همهٔ زندگی‌ت به درد تبدیل می‌شه. هم درد، هم پشیمونی.
@zahragarmsiri
۶
«الان به مغازه فکر نمی‌کنی؟» ویلبر سرش را تکان داد. «راستش، نه.» اما دروغ گفت، یا نیمی از حقیقت را پنهان کرد. «تو این لحظه نه. فقط دارم به تو فکر می‌کنم. این خودش حسابی ذهنم رو مشغول کرده...» آن زمان، خیلی قدر این خوشبختی را نمی‌دانستند که انگار بدون هیچ زحمتی مثل جویباری میان انگشتانشان جاری می‌شد. خیال می‌کردند همیشه همین‌طور خواهد بود و آن جویبار هرگز خشک نمی‌شود. همین‌طور جاری می‌ماند و می‌ماند و آن‌ها هیچ‌وقت مجبور نمی‌شوند به این فکر کنند که سرچشمه‌اش کجاست. خیال می‌کردند هیچ‌وقت برایشان زحمتی ندارد که جرعه‌ای از آن بردارند و بنوشند، چون زندگی تا ابد مثل ماه‌عسل می‌ماند.
@zahragarmsiri
۶
مشکل اصلی زندگی همین بود. روزها را پشت‌سرهم به تو تقدیم می‌کرد؛ پس هر معجزه‌ای که باید قدرش را می‌دانستی، به عادتی تبدیل می‌شد که دیگر به چشم نمی‌آمد.
شکوفا
۶
گاهی باید بگذاری قلبت بشکند تا زنده بمانی.
@zahragarmsiri
۵
اما نکتهٔ من اینه که جهان یعنی تغییر. حالت طبیعی هر چیزی همینه. اگه به‌اندازهٔ کافی دووم بیاری، یه چیزی تغییر می‌کنه. همه‌چی تغییر می‌کنه.
@zahragarmsiri
۵
«ایراد عشق اینه که آن‌قدر جاودانه به نظر می‌رسه که آدم با چیزهایی که همیشه وجود دارن، اشتباه می‌گیردش؛ مثلاً صخره، یا آسمون. ولی عشق مثل هر حس انسانی دیگه‌ای، بدون توجه پژمرده می‌شه. درست مثل چیزی که آلفرد بهم گفت که ’عشق یه باغه...‘»
Salar Nemati
۵
می‌دید کسی که زمانی هر شب کنارش می‌خوابید، بعد از سال‌ها سکوت، به غریبه‌ای تبدیل شده بود.
@zahragarmsiri
۵
فهمیدم اگه بخوای چیزی غیر از اونچه هستی باشی، شکست می‌خوری. پس باید خودِ حقیقی‌م باشم. تنها راه یادگرفتن، زندگی‌کردنه. به همین سادگی.»
@zahragarmsiri
۵
هیچ‌وقت مشکل خودِ اون مکان نیست. مسئله دلیلیه که تو رو به اون مکان می‌کشونه.
موون~🐋🌻🌊
۴
روزهایی در زندگی وجود داشت که می‌گذشتند و دیگر هیچ‌وقت کسی به آن‌ها فکر نمی‌کرد. ازطرفی بعضی روزها هم آن‌قدر لذت‌بخش یا مهم بودند که انگار تمام اتفاقات بعدی به همین روزها وابسته بود و از درونشان سرچشمه می‌گرفت.
@zahragarmsiri
۴
می‌دانم وقتی جوان‌تر بودی، سختی‌های زیادی را پشت سر گذاشتی؛ خودم هم همین‌طور. اما نمی‌توانیم تا ابد در آن تلخی‌ها گرفتار بمانیم. من نمی‌توانم حال تو را خوب کنم. حتی نمی‌توانم حال خودم را خوب کنم. دلم را می‌شکند. اما گاهی باید بگذاری قلبت بشکند تا زنده بمانی.
@zahragarmsiri
۴
که مرگ‌بارترین تله اونیه که خودمون برای خودمون می‌ذاریم، نه کس دیگه.
@zahragarmsiri
۴
«این دنیا پر از آدم‌هاییه که نگاه می‌کنن، اما اصلاً نمی‌بینن.»
سعیدا
۴
نفسم را حبس کرده‌ام. حس می‌کنم اگر نفسم را بیرون بدهم، گریه‌ام می‌گیرد و دیگر هیچ‌وقت اشک‌هایم بند نمی‌آید.
@zahragarmsiri
۳
موسیقی طوری از میان دهه‌ها عبور می‌کرد که هیچ‌چیز دیگری نمی‌توانست. انگار هر قطعه سوزنی بود که نخِ زمان را می‌کشید، لحظه‌های پراکنده را به هم می‌دوخت و یکپارچه می‌کرد. اما هم‌زمان تلخ و شیرین بود. سوزنی که گاهی دردناک بود و این قطعه خاطرات زیادی به همراه داشت. بااین‌حال، زندگی‌اش را تغییر نمی‌داد. او دیگر عمرش را کرده بود.
@zahragarmsiri
۳
نکتهٔ جالب دربارهٔ مرگ این است که وقتی مرده‌ای، دیگر نمی‌توانی حتی فکر کنی که مرده‌ای. مرگ هم درست مثل زندگی، همچون حقیقتی بدیهی از راه می‌رسد.
@zahragarmsiri
۳
«می‌دونی چه حسی داره که بدترین لحظهٔ زندگی‌ت رو ببینی و هیچ کاری از دستت برنیاد که متوقفش کنی؟»
@zahragarmsiri
۳
اینشتین دربارهٔ زمان گفته؛ اینکه زمان یه ابزار ذهنیه که باهاش فکر می‌کنیم، ولی توش زندگی نمی‌کنیم. چیزی که من از این کتاب فهمیدم اینه که باید روی چیزی که واقعیه تمرکز کنیم، چون زمان رو با چیزهای واقعی می‌شه ساخت. نه اینکه همیشه به این پوچی انتزاعی به نام آینده فکر کنیم.»
@zahragarmsiri
۳
اما نمی‌شود بیش از هشت دهه زندگی کنی و نفهمی که آدم‌ها همیشه پیچیده‌تر از ظاهرشان‌اند و شاید تضادی میان درونشان و چیزی که از ظاهرشان برداشت می‌شود، وجود داشته باشد.
موون~🐋🌻🌊
۳
باید روی چیزی که واقعیه تمرکز کنیم، چون زمان رو با چیزهای واقعی می‌شه ساخت. نه اینکه همیشه به این پوچی انتزاعی به نام آینده فکر کنیم.