در تاریکی فراگیر فضای مادی، زمین را همچون یک نقطه آبی کمرنگ میدیدم. میتوانستم ببینم که زمین جاییست که خیر و شر درهم آمیختهاند و این یکی از ویژگیهای منحصربهفرد آن به شمار میآید. حتی روی زمین هم خیر بسیار بیشتر از شر است، اما زمین جاییست که شر مجاز به نفوذ و گسترش است. البته این اتفاق در سطوح والاتر، کاملا غیرممکن است. شر، گاهی میتواند در این جهان بر خیر برتری داشته باشد و این پیامد طبیعی نعمت اختیار است که خالق به ما داده است.
ذرات کوچکی از شر در سراسر جهان پراکنده شدهاند، اما مجموع بدیهای موجود در این جهان، در مقایسه با خوبی، فراوانی، امید، و عشق بیقید و شرطی که جهان با آن سیراب شده، مانند دانهای از شن در یک ساحل پهناور است. ساختار اصلی این جهان بر پایهی عشق و مقبولیت است و هر چیزی که این ویژگیها را نداشته باشد، به سرعت و به وضوح از آن حذف میشود.