وقتی آلیس در جنگل گم شده و سرگردان است، با چشیر گربهای که روی شاخه درخت نشسته بود و لبخند میزد، برخورد میکند. آلیس با نگرانی از گربه پرسید: ”آیا میتوانی به من بگویی حالا باید از کدام راه بروم؟“
گربه گفت: ”خوب بستگی دارد به کجا میخواهی برسی.“
آلیس گفت: ”مهم نیست به کجا!“
گربه گفت: ”پس مهم نیست از کدام راه بروی.“
آلیس توضیح داد: ”تا وقتی که به یک جایی برسم.“
گربه گفت: ”اگر به اندازه کافی راه بروی، حتماً به آن جا خواهی رسید.“