معمولاً نزدیکترین آدمها به ما بیرحمترینها هستند.
razieh
۲۵
درست بالای چشمانی که مارا بیش از یک بار عاشقشان شده است
razieh
۱۰
انگار که نمیتوانم واژههای مناسبی برای توصیف او پیدا کنم. شاید هیچ کلمهای وجود نداشته باشد.
razieh
۸
من یک هیولا هستم. من یک پادشاهم.
شاید یکی بدون دیگری ناممکن باشد.
razieh
۷
به نظر میرسد هربار، و در هر بدنی، کای آزر، پیدین گری را انتخاب میکند.
razieh
۷
عشق ورزیدن بزرگترین خطری است که میتوان خود را در معرض آن قرار داد. آنان که برایت عزیز هستند ناگزیر روزی از میان انگشتانت میلغزند و میروند.
razieh
۶
و باوجوداینکه همهجا تاریک است، غمی که مرد را بلعیده بهخوبی دیده میشود؛ در نگاه خیرهٔ تهی و صدای لرزانش مشهود است.
اینطور نیست که او فقط دخترک را بشناسد. بلکه عاشق او بوده.