همیشه از سر ضرورت دروغ میگفت، نه از سر علاقه به این کار. این یکی از نقابهای بسیاری بود که بر چهره داشت؛ و آنقدر نقاب را به چهره زد که حتی وقتی باید آن را برمیداشت، دیگر نمیدانست چگونه. پس فقط بیشتر به تاریکی گریخت.
Merida ♪
۳
تمام چیزی که از زمان میدانست این بود که همیشه درحال از دست دادنش است.
Merida ♪
۳
من از کینههام برای ادامهٔ زندگی انگیزه میگیرم.
Merida ♪
۳
درد کشیدن نشونهٔ ضعیف بودن نیست، ریون.
مِهرسا
۲
«من پادشاهت میشم؛ اما همیشه خدمتکارتم و هیچوقت زندانبانت نمیشم.»
Merida ♪
۱
از دل گمگشتی میشود به نوع عجیبی از یافتن رسید.
Merida ♪
۱
حقیقت میتونه پیچونده بشه، خم بشه، ریون یو. همهٔ ما باید باهاش خم بشیم. اگه اینکارو انجام ندیم، خُب…» چشمان زردش شعلهور شد. «اونوقت میشکنیم.
Merida ♪
۱
زندگی انسان کوتاهه. شما موجودات سرسخت و تسلیمناپذیر نیستین، پروانهاین. ظریف، مُردنی. بیاهمیت.
Merida ♪
۱
جادو قدیمیترین تناقضیه که وجود داره. هر چی بیشتر بهت قدرت بده، ضعیفتر میشی.
yoogi
۱
شاید برخی چیزها حتی با جادو هم قابل پاک شدن نبودند.
مِهرسا
۱
تقدیم به تمام کسانی که احساس کردهاند در جنگل زندگی گم شدهاند. از دل گمگشتی میشود به نوع عجیبی از یافتن رسید.
مِهرسا
۰
چون هیچکس توی استون خوشحال نیست. تظاهر میکنن یا نوشیدنی میخورن؛ ولی نشونههای تظاهر وجود داره... ولی تو نه. تو... به طرز دردناکی واقعی بودی.
مِهرسا
۰
"جادو درحرکته، مثل آب دریا درون موج. حس میکنم روح همون ماهه که به موج فرمان میده. ما رو به سمتش میکشه؛ ولی رهامون میکنه، اون نه خوبه و نه بد، اون جادوئه، توازنه... جاودانهست."
مِهرسا
۰
نمیر.
نمیمیرم.
چون اگه بمیری و هیچوقت زمانی که به هم بدهکاریم رو جبران نکنیم، ازت متنفر میشم