«اگه زندگی بر پایهٔ پشیمونیها ساخته میشد، ما الان سازههایی بهاندازهٔ غولها داشتیم.»
این کاربر توانایی خوردن کتاب ها را دارد.
۱۰
خیلی چیزا رو میشه باصداقت درست کرد، فقط باید شجاعتش رو داشته باشی.
Aravir
۶
سِیج با حیرت گفت: «زیباست.»
تریستان اصلاح کرد: «وحشتناکه.»
سِیج که چشمانش تمام قسمتهای ترسناک بدن آن موجود را میکاویدند شانهاش را بالا انداخت. «اغلب اوقات، هردو یه چیزن.»
این کاربر توانایی خوردن کتاب ها را دارد.
۴
گاهی، درست وقتیکه بیش از هر زمان دیگری نیاز به آرامش داری، کتابی سر راهت قرار میگیرد.
aurorablack
۴
«خواهش میکنم، بهت التماس میکنم. هر چیزی که بخوای، هر چیزی که بخوای انجام میدم. هر کاری، اگه فقط بهش رحم کنی. فقط خواهش میکنم... بهت التماس میکنم. بهش رحم کن.»
مریم رضائی؛
۱
دندانهایش اغلب دندانهدار کشیده میشدند، انگار که میخواست قلبت را با آنها بیرون بکشد یا شاید فقط به دندانپزشک نیاز داشت.
اخترک کوچک🌚
۰
«و اون تاج برای چیه؟»
شرور ایستاد و قورباغه را بالا گرفت، انگار که دلیلش واضح بود. «اسمش کینگزلیه.»
اِوی لحظهای فقط به او زل زد. «جدی میگی؟»
«به نظر میرسه دارم شوخی میکنم؟»
chaos witch
۰
اِوی نمیتوانست پاسخ مناسبی پیدا کند، حتی پاسخ نامناسبی هم به ذهنش نمیرسید و این یعنی واقعاً اوضاع وخیم بود.
Talia
۰
«چرا امروز اینقدر عصبانیه؟» اِوی ابرویش را بالا برد و نگاهی به اژدها انداخت. قسم میخورد که اژدها مستقیماً نگاهش کرد و چشمانش را در حدقه چرخاند.
یه مارمولک بزرگ داره قضاوتم میکنه؟