من وریا هستم. جنگجویی که برای رویایم جنگیدم و حالا در سرزمین رویا روی تپهٔ رنگینکمان برای خودم یک باغچه دارم. باغچهای که هر وقت شروع به نوشتن میکنم زیر درختهایش مینشینم و به هرکجا که بخواهم پرواز میکنم. مثل یک پرندهٔ آزاد؛ باغی که میخواهم همیشه مراقبش باشم و در آن منتظر همهٔ کسانی باشم که از دروازه عبور میکنند و نمیترسند.