ای آقای من! غیبت تو خواب از دیدگانم ربوده و بسترم را بر من تنگ ساخته و آسایش قلبم را از من سلب نموده است. ای آقای من! غیبت تو اندوه مرا به فجایع ابدی پیوند داده، و فقدان یکی پس از دیگری جمع و شُمار را نابود کرده است، من دیگر احساس نمیکنم اشکی را که از دیدگانم بر گریبانمروان است و نالهای را که در برابر دیدگانم مجسّم است و از همهی گرفتاریها بزرگتر و جانگدازتر و سخت و ناآشناتر است، ناملایماتی که با غضب تو درآمیخته و مصائبی که با خشم تو عجین شده است.