این همۀ آن چیزی است که در کتاب مقابسات دربارۀ هنر از زبان ابوسلیمان ذکر میشود. بیشک، این کتاب، قبل از هرچیز، میزان تأثیرپذیری وی را از ارسطو در تعریفش از هنر بهعنوان شیء یا مادهای که صورتِ صناعی در آن واجب است و در این نظر که صورت ارجح از ماده است - چراکه صورت، کمالِ ماده است، درست مثل نفس، که صورت و کمال بدن است- بازگو میکند. واضح است که این دیدگاه، که طبیعت نیاز به صناعت دارد، فکری جزئی است و شکلدهندۀ نظریه نیست و در متنی با اسلوبی انشایی و بدون تفسیر و تحلیل آمده است. مضاف بر اینکه، هیچ ارتباط دور یا نزدیکی با ماهیت اسلامی میراث اندیشۀ ما ندارد و مربوط به میراث اندیشۀ یونانی است.