جملات زیبا از متن کتاب نقطه شبنم | طاقچه
تصویر جلد کتاب نقطه شبنم

کتاب نقطه شبنم

۴.۳(از ۴۰ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
فرزانه صفایی فرد
انتشارات: 
انتشارات شقایق

قیمت:

۱۸۱,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
شاید آدم باید توی مردن هم شانس می‌آورد.
میم الف
۷
کاش آدم که می‌مرد، خدا چوب جادویش را تکان می‌داد و تمام خاطراتش را از توی ذهن عزیزانش پاک می‌کرد تا از غصه‌ دق نکنند.
میم الف
۵
زندگی توی این نقطه‌ از جغرافیای زمین، قابلیت این را داشت که اجازهٔ رویاپردازی را هم از آدم‌ها بگیرد
میم الف
۳
درک‌کردن بعضی از آدم‌ها به یک مغز دیوانه نیاز داشت! آدم‌هایی که اگر نبودند، بت‌ها زودتر می‌شکستند و توی توهم خدایی‌شان غرق نمی‌شدند.
میم الف
۲
نگاهش توی اتاق و روی وسیله‌ها چرخید. بیشتر روی اوضاع زندگی‌اش... آره خب این حقیقت زندگی افشین بود. حقیقت جوانی پیر شده‌اش... حقیقت عمر به باد رفته‌اش وسط دنیایی که فقط با نشدن‌ها هم‌دست بود.
نارسیس
۰
«فکر کن شب باشه، همه‌جا سیاه باشه، چراغم نباشه... این دیگه ته نامردیه که توی این اوضاع هوا هم ابری بشه! نیست؟ می‌خوای هوا رو ابری کنی برام؟ یعنی یه ستاره هم نباشه تو اون همه سیاهی!»
نارسیس
۰
میثم معنی عشق را نمی‌دانست. در خانهٔ طاهره مثل خانهٔ نادرخان همه‌چیز در محاسبات عددی خلاصه می‌شد؛ زمین و ملک و طلا، پول و سهام، این چیزها بود که آدم‌ها را به‌هم گره می‌زد. نه خبری از احساسات بود، نه از اعتماد و اطمینان و آرامشی که فقط در ارتباطی انسان‌گونه و عاطفی به دست می‌آمد، نه به‌واسطهٔ پول و قدرت... برای همین بود که حتی فکرش را هم نمی‌کرد که حسی خالص و بدون محاسبه هم بتواند ارزشمند باشد و دو نفر را به‌هم گره بزند...
نارسیس
۰