نه آنکه بی هیچ مبنا و اصلی و به یکباره و متشتّت و آشفتهگونه، با مراجعه ناقص و ناکارامد به یک یا دو اثر وی، آن هم با نگاهی محدود و جزئینگرانه، و با نظر به پارهای از فرازهای فکری، بدون مقایسه و سنجش با پارههای دیگر، مطالبی را به وی نسبت دهیم و ادعا کنیم که چنین گفته و چنان نگفته است! متاسفانه این رویه در ارائۀ دیدگاههای اندیشمندانِ سنّتیِ حوزه تعلیم و تربیت اسلامیدر متون تاریخی تمدن اسلام و ایران، بسیار رواج داشته و با این شیوه هرگز ره به جایی نخواهد برد.