یادم افتاد علی همیشه میگفت «خیلی برام مهمه موقع شنیدن خبر شهادت من چه عکسالعملی نشون میدی. اونموقع امتحان پس میدی. یادت باشه اون لحظه شکرگزار باشی. به خدا ثابت کن بیشتر از من دوستش داری.»
Sanartist
۳
خونی که یک روز در این سرزمین بر خاک ریخته شد و اشکی که روزی در وداع، گوشه چادری پنهان شد و روزی دیگر بر سر مزاری به خاک فرو شد
Sanartist
۳
تصورم از تجلایی یک نظامی جا افتاده، قوی هیکل و ورزیده بود البته با سبیلهای کلفت! چیزی شبیه خود صدام. اصلاً فکر نمیکردم تجلایی اینقدر کم سن و سال باشد.