ناز نگاه تو همان اکسیر عشق بود
جانم بگیر و بازده در این شب سپید!
تو با منی ، تو ازمنی ، بی من مشو رفیق
تو دردمی، درمانمی ، تیمار کن طبیب
در خلوت شبهای من یاد تو چاره بود
دیوانه شو ، بپر ، ازین قفس، تن کثیف
دیگر زمین جای قرار و برقرار نیست
اوجی بگیر تا آسمان ، این بار را بمیر!