جملات زیبا از متن کتاب بیگانگی آب یاب | طاقچه
تصویر جلد کتاب بیگانگی آب یاب

کتاب بیگانگی آب یاب

بدون نظرنوع کتاب

قیمت:

۳۰۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
به باور او، آبِ ارزشمندی درست در زیر سطح زمین، در میان شن‌ها و سنگ‌ریزه‌ها، روان است و زمزمه‌کنان، آدمی را فرامی‌خواند: «بیا مرا ببر!» اما گونه‌ای دیگر از آب نیز هست؛ آبی که در دل گل‌ولای جاری است، فراوان می‌نماید، اما فریبنده است. چون زمین را می‌شکافی و کانال آب را می‌گشایی، درمی‌یابی که چیزی جز مشتی قطره‌های سرگردان نصیبت نشده است. بسیاری در پیِ یافتن سرچشمه‌های آن فرو می‌روند، اما هرچه ژرف‌تر می‌کنَنَد، از آب دورتر می‌شوند. نه دستی به چشمه می‌رسد و نه آن‌گونه که انتظار داشتند، آب، سر برمی‌آورد.
Ebi
۱
«آب "نفتِ" قرن بیست‌ویکم است و جنگ‌های آن غیرقابل‌اجتناب»
Ebi
۱
چگونه انسان در این تاریکی زیست می‌کند؟ یاد داستان همکارش از زندانیان قلعهٔ رستاق افتاد: با طناب به چاله‌ای تنگ فرومی‌رفتند، رهایش می‌کردند، دور ستون گچی می‌چرخیدند، زیر پایشان استخوان مردگان بود، فریاد می‌زدند، اما نجاتی نبود تا سرانجام خاموش می‌شدند. نمی‌دانست تاریکی چگونه دید را می‌گیرد و آدمی را با چشم‌های سالم کور می‌کند، اما در سرداب فهمید و آموخت که با دست‌هایش ببیند
Ebi
۰
«هرکه در این مکان نفرین‌شده زندگی کند، انگشتر او را می‌خواند، این بار در صدای آب نمایان شده که سالم می‌شنود
Ebi
۰
شاید این حرف را به‌خاطرِ شنیدن آن داستان قدیمی زد که مردم حفر قنات‌ها را به حضرت سلیمان نسبت می‌دادند. داستان این بود که او روی قالیچهٔ پرنده نشسته بود و از سرزمین عمان می‌گذشت. احساس تشنگی کرد. تصمیم گرفت برای نوشیدن آب، آنجا فرود آید، ولی آن منطقه را خشک و بی‌آب یافت. به لشکر جنیانِ خود دستور داد همه‌جا قنات حفر کنند. آن لشکر بیابان‌ها و دره‌ها را حفر کردند، صخره‌ها و کوه‌ها را شکافتند و آب را در قنات‌های آن‌ها جاری و بیش‌از هزار قنات در یک شب حفر کردند. از زمانی که سالم بن عبداللهِ آب‌یاب این داستان را شنیده بود، به این فکر افتاده بود که قنات «سَرا» توسط جنّیانِ حضرت سلیمان حفر شده یا نه؛ رسیدن به آن ارتفاع در کوهی صاف که بالا رفتن از آن غیرممکن بود برای انسان بسیار دشوار بود!
Ebi
۰