پنج مرحلهٔ سوگ را طی میکردند. اولین مرحله انکار بود که طی آن، دانشجویان با تلفنهای همراهشان میچرخیدند تا بلکه آنتن پیدا کنند. بعد خشم بود که طی آن، به اپراتورهای تلفن همراهشان فحش میدادند و گوشی را داخل چادر پرت میکردند. بعداز آن، نوبت چانهزنی بود که طی آن، دانشجویان به فکرشان میرسید به قلهٔ نزدیک بروند تا شاید آنتن پیدا کنند. بعد افسردگی بود که طی آن، عمیقاً دلشان میخواست عکسشان را در اینستاگرام بارگذاری کنند و درنهایت، پذیرش بود که طی آن، دانشجویان میفهمیدند میتوانند بدون تلفن همراه هم زنده بمانند و طبیعتگردی بدون تلفن همراه آنقدرها هم بد نیست