جملات زیبا از متن کتاب در مدار | طاقچه
تصویر جلد کتاب در مدار

کتاب در مدار

نوع کتاب
۲.۹ امتیاز(از ۸۶ رأی)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
فائزه قائمی
۵
آن‌ها سیارهٔ خود را ترک کرده‌اند تا از همه‌چیز بیشتر و بیشتر داشته باشند. برای دانش بیشتر و فروتنی بیشتر.
فائزه قائمی
۵
شهوت انسان‌ها برای رفتن به فضا ناشی از کنجکاوی است یا ناسپاسی
کاربر ۹۱۴۷۸۲۹
۴
قصدش گذراندن وقت نیست، بلکه می‌خواهد افسار زمان را به چیزی قابل محاسبه گره بزند. در غیر این صورت -در غیر این صورت محور منحرف می‌شود و فضا، زمان را ریزریز می‌کند. این را در دورهٔ آموزشی به آن‌ها گفته بودند: هر روز که بیدار می‌شید، حساب خودتون رو به‌روز کنید و به‌خودتون بگید که این صبحِ یه روز جدیده. در این مورد با خودتون روراست باشید. این صبح یه روز جدیده.
فائزه قائمی
۴
تاریکی بی‌انتها و وحشی به نظر می‌رسد.
فائزه قائمی
۳
زمین، رخسارهٔ عاشقی مسرور را دارد که آن‌ها او را در خواب و بیداری و درحالی که غرق عادت‌های خود شده است، تماشا می‌کنند.
فائزه قائمی
۳
این را بدان که تو حقیر نیستی و این باور بزرگ را توی قلبت حفظ کن و تا جایی که می‌توانی به زندگی غیرعادی خود با کرامت نفس ادامه بده.
فائزه قائمی
۳
وقتی به سکوی پرتاب رسیدند دیگر از جنس هالیوود بودند، از جنس داستانی علمی‌تخیلی بودند، از جنس ادیسهٔ فضایی و دیزنی بودند، سرشار از خیال‌پردازی، مثل یک برند مشهور و آماده.
فائزه قائمی
۳
انگار فضا مخدری است که هم سرش را سنگین می‌کند و هم باعث دل‌تنگی‌اش برای خانه می‌شود. هم نمی‌خواهد این‌جا باشد و هم می‌خواهد تا همیشه این‌جا بماند.
فائزه قائمی
۳
ما چگونه آیندهٔ بشریت را خواهیم نوشت؟ ما چیزی نمی‌نویسیم، بلکه نوشته می‌شویم. ما برگ‌هایی گرفتار در دست باد هستیم. خودمان فکر می‌کنیم که باد هستیم، ولی چیزی جز برگ نیستیم.
#mahta
۲
وقتی به زمین نگاه می‌کنند به سختی می‌توانند اثری از پانتومیم حقیر و احمقانهٔ سیاست -که اخبار را پر کرده است- ببینند و این پانتومیم، توهینی است به صحنهٔ شکوهمندی که تمام این ماجراها در آن جریان دارد -یا تجاوزی به شرافت و تواضع آن.
فائزه قائمی
۲
این زندگی زودگذر و پرحرارت بیشتر شبیه انفجار یک بمب است تا شکفتن یک گل.
#mahta
۱
شراره‌های خورشیدی عظیم، طوفان‌هایی پروتونی را روانهٔ زمین می‌کنند و ورود آن‌ها به جو زمین، طوفانی ژئومغناطیسی را به‌وجود می‌آورد که جلوه‌های نوری را در ارتفاع سیصد مایلی پدیدار می‌کند. آن بیرون ملغمه‌ای از پرتوهای رادیواکتیو است و خودشان هم خوب می‌دانند که اگر سپر ایستگاه درست عمل نکند، همه‌شان پخته خواهند شد. اما وقتی خورشید این‌قدر فعال است، اثر عجیبی به‌وجود می‌آید که به‌وسیلهٔ آن پرتوهای خورشیدی (که نسبتاً ملایم و مقاومت‌پذیر هستند) پرتوهای کیهانی (یک کیسه پر از مارهای سمی!) را کنار می‌زند و به این شکل سوپ غلیظی که توی آن مشغول شنا هستند، رقیق‌تر می‌شود. چیزی که سپرهای‌شان توانایی منحرف‌کردن آن را ندارد، توسط میدان‌های مغناطیسی زمین منحرف می‌شود و تابش‌سنج توی آزمایشگاه به‌ندرت اغتشاشی را نشان می‌دهد.
#mahta
۱
ابرهای ذرات تنوره می‌کشند و شراره‌های خورشیدی منفجر می‌شوند و پالس‌های انرژی، موج انفجارها و یک گوی عظیم از هم‌جوشی و خشم را شلاق‌وار طی هشت دقیقه به سمت زمین رهسپار می‌کنند. در میان خلسهٔ جنون‌آمیز خورشید، آن‌ها به‌شکلی غیرمحتمل در یک پیله قرار گرفته‌اند؛ گویی خورشید یک اژدهاست و آن‌ها با بخت و اقبالی شگفت‌انگیز در قلمروی او برای خود جایی امن پیدا کرده‌اند.
کاربر ۹۵۴۶۳۷۸
۱
این انسان‌های وسوسه‌مند عجیب و غریب، این موجودات که اصرار دارند پرچم‌های خود را در جهانی عاری از باد به اهتزاز دربیاورند، این جماعت تک‌بعدی شل‌وول، مسافران ورم‌کردهٔ آسمان دوباره به سطح پودری آن بازخواهند گشت و خواهند دید که میله واژگون و پرچم ستاره و نوار پوسیده شده است
فائزه قائمی
۱
اگر خدمه مشغول تماشاکردن بیرون بودند و نگاه خود را دقیق می‌کردند، به‌هیچ وجه دچار احساس پوچی نمی‌شدند و فقط بابت چیزی که توانایی درک آن را نداشتند، دلگرمی عظیمی را احساس می‌کردند.
فائزه قائمی
۱
سیارهٔ ما، این مهرهٔ صیقل‌خورده، صدای خیلی شیرینی دارد. نور آن مثل یک هم‌سرایی است. نور آن یادآور یک تریلیون چیز است که فقط برای چند لحظه گرد هم می‌آیند و یکی می‌شوند و بعد دوباره به سمت همان آشفتگی و شوریدگی، همان پارازیت کهکشانی، همان فلوت ناکوک، همان جنگل بارانی، همان آهنگ ترنس و همان دنیای وحشی و موزون عقب‌گرد می‌کند.
#mahta
۰
رام‌کنندگان آتش، خردکنندگان سنگ، ذوب‌کنندگان آهن، شخم‌زنندگان زمین، عبادت‌کنندگان خدایان، شمارشگران زمان، هدایت‌کنندگان کشتی‌ها، پوشندگان کفش، سوداگران غلات، کاشفان سرزمین‌ها، طراحان سیستم‌ها، سازندگان موسیقی، سرایندگان ترانه‌ها، ترکیب‌کنندگان رنگ‌ها، صحافان کتاب‌ها، خردکنندگان اعداد، پرتاب‌کنندگان پیکان‌ها، مشاهده‌کنندگان اتم‌ها، زینت‌دهندگان بدن‌ها، صاحبان درایت، بازندگان خرد، صیادان همه‌چیز، آنان که با مرگ جدل می‌کنند، آنان که عاشق افراطند، آنان که در عشق افراط می‌کنند، آنان که عشق فاسدشان می‌کند، آنان که کمبود عشق دارند، آنان که از بی‌عشقی رنج می‌برند، آنان که خواهان عشق هستند، آنان که عاشق خواستن هستند، همان موجود دو پا، موجودی که آن را بشر نامیده‌اند.
ᵃʸᵉˢʰᵉʰ
۰
همه‌چیز نزدیک است و در عین حال، در فاصله‌ای بی‌نهایت قرار دارد.
ᵃʸᵉˢʰᵉʰ
۰
رفته‌رفته می‌فهمیم وسعت سرگیجه‌آور بی‌مقداری ما، خود پیشنهادی شوریده و متلاطم برای آرامش است.