وقتی والدین پذیرای فرزندشان نیستند یا ازلحاظ عاطفی او را نادیده میگیرند، این فرزندان در بزرگسالی انتظار همین رفتار را از بقیه هم دارند. آنها اعتمادبهنفس لازم را ندارند تا قبول کنند بقیه میتوانند به آنها علاقهمند باشند؛ بنابراین بهجای اینکه خواستههای خود را مطرح کنند، براثر اعتمادبهنفس کم، از اینکه بهدنبال جلبتوجه باشند، خجالت میکشند و احساساتی متضاد دارند. این افراد باور دارند اگر دربارهٔ نیازهایشان به دیگران اطلاع دهند، برای آنها مزاحمت ایجاد کردهاند. متأسفانه این افراد دائماً منتظرند احساس طردشدنی که در کودکی تجربه کردهاند، دوباره تکرار شود؛ بنابراین احساساتشان را سرکوب و احساس تنهایی عاطفی را بیشتر در خود تقویت میکنند.