جملات زیبا از متن کتاب زندگی من در تنگ ماهی | طاقچه
تصویر جلد کتاب زندگی من در تنگ ماهی

کتاب زندگی من در تنگ ماهی

نوع کتاب
۵.۰ امتیاز(از ۱ رأی)
پدیدآورندگان: 
باربارا دی، بیتا ابراهیمی
انتشارات: 
نشر افق
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
LiLion
۰
باید برای اعلام زمان سیستم‌های مختلفی داشته باشیم. منظورم این است که یک سیستم برای وقت‌هایی که به مدرسه می‌رویم، با دوستانمان وقت می‌گذرانیم، آخر هفته‌ها فوتبال بازی می‌کنیم و از این‌جور چیزها. می‌توانستیم اسمش را مثلاً بگذاریم معیار زمان عادی. اما باید سیستم دیگری هم داشته باشیم، یک تقویم کامل دیگر، برای وقت‌هایی که اوضاع به هم می‌ریزد، یا اتفاق‌های بدی می‌افتد. چون وقتی این اتفاق‌ها می‌افتند، آدم حس می‌کند تقویم و ساعت دیگر معنی ندارند. حتی اگر درست و دقیق کار کنند، حتی وقتی باتری‌شان تمام نشده، یا سیمشان به برق است، یا تنها کاری که باید بکنی، ورق زدن تقویم سگ‌های نجات‌یافتهٔ روی یخچال است، باز هم هیچ‌کدام چیز به‌دردبخوری به آدم نمی‌گویند. یا دست‌کم چیزی که آدم بفهمد.
LiLion
۰
انگار بعد از آن اتفاق، در زمانی کاملاً متفاوت از دیگران زندگی می‌کردیم. در یک دنیای موازی. و به زمان‌سنج جدیدی که هنوز ابداع نشده نیاز داشتیم. معیار زمان غیرعادی. همین‌طور هم به یک قطب‌نما و یک نقشه.
LiLion
۰
«اگه به‌خاطر درمان سرطان یا مشکل قلبی درمان می‌شد، باز هم خجالت می‌کشیدی؟» «نه، معلومه که نه. اما بیماری روانی فرق می‌کنه.» «چرا؟» «به‌خاطر اینکه اوضاع این‌طوریه. مردم مسخره می‌کنن.» «مسخره می‌کنن چون نمی‌فهمن.» آقای پاتریک به جلو خم شده بود. «فکر کنم سؤالم این باشه: چرا باید نگران فکر یه سری آدم باشی، وقتی آدم‌های زیادی هستن که واقعاً نگران تواَن و بهت توجه دارن؟»