«بعضی شهرها که میرفتیم، تو خیابون اصلیش ساختمونا رو تا نصفه رنگ کرده بودن! بالاش بتن خاکستری لخت بود.» طوری به من نگاه میکند که انگار معمایی مطرح کرده است و البته این کار را هم کرده است. «به این خاطر که وقتی هونکر برای بازدید میاومد، از صندلی عقب لیموزین فقط تا اون ارتفاع رو میدید. اونا رنگ کافی نداشتن که همهی ساختمون رو رنگ کنن!»