جملات زیبا از متن کتاب می خواهم بمیرم ولی هنوز هم دوست دارم دوکبوکی بخورم | طاقچه
تصویر جلد کتاب می خواهم بمیرم ولی هنوز هم دوست دارم دوکبوکی بخورم

کتاب می خواهم بمیرم ولی هنوز هم دوست دارم دوکبوکی بخورم

نوع کتاب
۴.۲ امتیاز(از ۵ رأی)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
나다움
۰
توی کار، بیشتر از روابط بین‌فردی استرس می‌گیرم تا خودِ کار. کسی اذیتم نمی‌کنه یا حتی زیاد به من توجه نمی‌کنه، ولی اینقدر تو فکرای خودم غرق می‌شم که استرس می‌گیرم. با استرس کار مشکلی ندارم، ولی استرس از آدم‌ها؟ رقابت؟ اینکه همیشه باید تغییر کنی و نباید عقب بمونی؟ هی فکر می‌کنم می‌خوام از این چیزا آزاد باشم.»
나다움
۰
من: «نمی‌دونم چرا احتمال اینکه مردم بهم توهین کنن انقدر منو می‌ترسونه. اصلاً چرا باید اینقدر بهش اهمیت بدم؟» روانپزشک: «خب، با "چرا باید اینقدر اهمیت بدم" ردش می‌کنی، ولی در عین حال فکر می‌کنم تو همش نگاه دیگران رو درونی می‌کنی و خودتو از دریچه اونا قضاوت می‌کنی. حتی احساساتی که داری، قبل از اینکه فوراً به این نگاه‌ها وارد بشن هیچ فیلتری رو رد نمی‌کنن. که باعث می‌شه به خاطر تأثیر دیگران از خیلی چیزها دست بکشی، با وجود اینکه اون چیزها برات ارزش یا سود دارن. تو این وضعیت بهتره کمی خودخواه‌تر باشی، کارهای خودت رو انجام بدی و چیزهایی رو انتخاب کنی که برات مهم‌ترن.» من: «کسی توی کار بهم توهین نکرده و چیزی نگفته، ولی همش فکر می‌کنم "یه نفر قراره اینجا بهم توهین کنه، یه نفر واقعاً ازم بدش میاد". این اضطراب منو خسته می‌کنه.»