زندگی، در امور کوچک و بزرگ، خود را همچون فریبی مداوم نمایان میسازد. اگر وعدهای داده باشد، به آن عمل نمیکند، مگر برای آنکه نشان دهد آن چیزی که وعده داده شده چندان هم مطلوب نبوده است. بنابراین، گاهی امید فریبمان میدهد و گاهی آنچه به آن امید داشتهایم. اگر بدهد، برای آن است که آن را بازپس گیرد. افسونی که فاصله موجد آن میشود بهشتهایی را به ما نشان میدهد که وقتی اجازه دهیم فریبمان دهند، همچون سراب ناپدید میشوند. بر این اساس، خوشبختی همواره در آینده یا چهبسا در گذشته است و زمان حال را میتوان با ابر سیاه کوچکی مقایسه کرد که باد آن را بر فراز مرتعی آفتابی آورده؛ اطراف آن همهچیز روشن است، فقط خودِ آن همواره سایه میاندازد (Schopenhauer, ۲:۵۷۳).