جملات زیبا از متن کتاب طبیب | طاقچه
تصویر جلد کتاب طبیبsubscriptionAvailable

قیمت:

۲۲,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

اهل دنیا برای فراموش‌کردن مشکلاتشان به شراب پناه می‌برند و اهل خدا برای مست‌شدن به انگورهای ضریح نور نجف.
مقدامة
۱۴
همان‌طور که اگر انسان عبد انسان دیگری باشد، تنها باید به اوامر آقای خودش توجه کند و کاری به آب و غذا نداشته باشد چون این‌ها را آقا و صاحب او برایش فراهم می‌کند، بنده هم نباید جز تلاش برای رضایت الهی و رسیدن به خداوند، دغدغهٔ دیگری داشته باشد! حیف است این سرمایه در اختیار انسان قرار گرفته و شخص با این استعداد می‌تواند تا اوج آسمان‌های معنویت پرواز کند؛ اما تمام قدرت و توان خود را صرف اموری کند که نزد اهل حقیقت، اصلاً به حساب نمی‌آیند!
ketabjan
۶
از استاد یادگاری‌های زیادی داشت. می‌فرمود: «روزی از استادم پرسیدم در بین اعمال عبادی، کدام کار حسب تجربهٔ شما، در قلب انسان اثر بیشتری می‌گذارد؟» استاد فرمودند: «در بین اعمال مختلف، سه کار تأثیر بیشتری دارد: ۱. تلاوت صد مرتبه سورهٔ قدر در شب جمعه؛ ۲. تلاوت صد مرتبه سورهٔ قدر در عصر جمعه؛ ۳. سجدهٔ طولانی با ذکر یونسیه که حدود سه ربع تا یک ساعت طول بکشد.»
لاله
۵
تمام اهل معنا می‌دانند، نقطهٔ آغاز قصهٔ عاشقی دقیقاً همان‌جایی است که عشق به کمال خود می‌رسد: نجف!
مقدامة
۵
اعضای بدن را نعمتی از جانب خداوند متعال می‌دانست که هرکدام برای خود آدابی دارند و مراقبتی؛ اما در این میان می‌فرمود که خیلی مراقب زبانتان باشید، زیرا سختی ادب‌کردن هیچ عضوی از اعضای بدن مانند سختی ادب‌کردن و درست‌استفاده‌کردن از زبان نیست. برای همین بزرگان فرموده‌اند تا می‌توانید سکوت پیشه کنید؛ چون اگر سخن شما از نقره باشد، سکوتتان طلاست!
ketabjan
۴
از استادش نقل می‌کرد: «هرگاه وضوی شما باطل شد، وضو بگیرید و دو رکعت نماز بخوانید و بعد از نماز به سجده بروید و در آن سجده، از خدا محبت و معرفت خودش را طلب کنید.»
zare64
۴
اعضای بدن را نعمتی از جانب خداوند متعال می‌دانست که هرکدام برای خود آدابی دارند و مراقبتی؛ اما در این میان می‌فرمود که خیلی مراقب زبانتان باشید، زیرا سختی ادب‌کردن هیچ عضوی از اعضای بدن مانند سختی ادب‌کردن و درست‌استفاده‌کردن از زبان نیست. برای همین بزرگان فرموده‌اند تا می‌توانید سکوت پیشه کنید؛ چون اگر سخن شما از نقره باشد، سکوتتان طلاست!
ketabjan
۳
«خداوندا به ما رحم کن و با معرفت و محبتت برما منت بگذار و ما را از دنیای ظلمات به‌سوی نور خارج فرما! اگر خودت را به ما بشناسانی، در نتیجهٔ این معرفت تو را دوست خواهیم داشت و وقتی تو را دوست داشتیم، آن محبتت نه‌تنها هرچه باطل و جهل و غرور در ماست می‌سوزاند، بلکه هر حجاب و مانعی را که بین ما و تو وجود دارد، از بین می‌برد و ما همان‌گونه خواهیم شد که دوست داری محبانت چنان باشند.»
ketabjan
۳
فتوایش این بود که می‌توان در اذکار نماز، بعداز انجام دستور واجب، شعر خواند، حتی شعر فارسی! حاشیهٔ یکی از کتاب‌های فقهی مهم اشعاری هم برای مثال ذکر کرده بود. فرموده بود برای مثال در قنوت می‌توان گفت: ‫من بندهٔ تو، تو خدای منی ‫من هم برای تو، تو برای منی ‫یا در سجده می‌توان گفت: ‫مالم به خاک روی مذلّت به این امید ‫شاید که دوست را به ضراعت رضا کنم
مهرشاد
۳
می‌فرمود: «عجیب‌تر از این دیده‌ای که خالقْ مخلوق را برای هم‌نشینی خود بخواند؛ ولی مخلوق اجابت نکند و درحالی‌که آقا مناجات بنده و انس او را دوست دارد، بنده از قبول عنایت او خودداری کند؟»
ketabjan
۲
یکی از شاگردان نقل می‌کرد: «همراه استاد رفته بودیم به قبرستان. دیدیم استاد جایی نشست و شروع کرد به خواندن فاتحه؛ اما قبری آنجا نبود. پرسیدیم: 'آیا قبر شخص بزرگی اینجاست که مشخص نیست و ما نمی‌دانیم؟' آقا لبخندی زد و چیزی نگفت. هفتهٔ بعد فرزند بیست‌وسه‌ساله‌اش براثر بیماری درگذشت و در همان مکان به خاک سپرده شد.
ketabjan
۲
اهل دنیا برای فراموش‌کردن مشکلاتشان به شراب پناه می‌برند و اهل خدا برای مست‌شدن به انگورهای ضریح نور نجف.
hassan_rasulzadeh118
۲
کاری که برای مولا باشد خودِ مولا تدبیر می‌کند. بنده باید بندگی‌اش را بکند و بس!
hassan_rasulzadeh118
۲
دربارهٔ امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌گفت: «دوستان به‌خاطر تقیه و دشمنان به‌خاطر بخل، فضایل او را پنهان می‌کردند باوجوداین، فضایل او در شرق و غرب عالم پخش شد.»
hassan_rasulzadeh118
۲
وقتی بندهٔ خدا فهمید پروردگارش است که در تمام عوالم، امور او را از هر جهت مدیریت می‌کند، جهاتی که خودش از همهٔ آن‌ها و آسیب‌هایی که از آن جهات متوجه اوست خبر ندارد و جز اندکی از آن‌ها را درک نمی‌کند، در این حال به حکم عقل باید چنین پروردگار مهربانی را دوست بدارد و به مقداری که برایش ممکن است، خالصانه عبادتش کند و او را تنها مدبر امور خود بداند.
hassan_rasulzadeh118
۲
اهالی کوی یار، دوست دارند حرف‌هایشان را از زبان هم بزنند؛ برای همین در قنوت‌هایش از زبان حافظ می‌خواند: زان پیش‌تر که عالم فانی شود خراب ما را ز جام بادهٔ گلگون خراب کن اهل حرم بهتر می‌دانند، تنها راه نجاتْ عاشق‌شدن است و بس!
مریم السادات هاشمی
۱
نقطهٔ آغاز قصهٔ عاشقی دقیقاً همان‌جایی است که عشق به کمال خود می‌رسد: نجف!
سحر
۱
مؤمن در هر کاری که وارد شود، باید بهترین باشد
سحر
۱
«شب گذشته هنگام سحر فیوضاتی بر من افاضه شد که فهمیدم از ناحیهٔ خودم نیست. چون توجه کردم، دیدم این آقای طلبه در نماز شبش دارد برای من دعا می‌کند و این فیوضات اثر دعای اوست. برای سپاسگزاری به دیدارش رفتم.»
محمد پارسا
۱
می‌توانید یک لاإله‌الاالله بگویید یا ذکر دیگری بر زبان جاری کنید.
محمد پارسا
۱
«قرآن که می‌خوانید، تلاوتتان را به حضرت رسول صلی‌الله علیه و آله که صاحب حقیقی قرآن هستند، هدیه کنید.»
محمد پارسا
۱
این عبد ذلیل، خیلی امیدواری‌هایم به بعضی رؤیاهایی است که در آن‌ها، حضرات معصومین علیهم‌السلام را زیارت کرده‌ام و مرحمت‌های بزرگ شامل حالم شده است. حتی خیلی شده که از لذت آن رؤیاها، وقت خواب‌ها، با لذت و راحت، امیدواری و رجاء به آن رؤیاها می‌خوابیدم! یکی هم به بنده گفت: «مگر به خواب ببینی؟!» اگرچه خوب گفت، آن را هم قبول دارم. با یاد خوشت خسبم، در خواب خوشت بینم از خواب چو برخیزم، اول تو به یاد آیی!
مهرشاد
۱
عشق با دلش کاری کرد که رازهای عالم را می‌فهمید. با قلب و جان می‌دانست کلید جلب رحمت الهی، اشک است. برای ما که دستمان از آسمان کوتاه است، نوشت: «گریه آن است که از سوز دل آید بیرون و الا هر آب چشمی گریه نیست! ولی افتضاح اینجاست که ماها از آن گریهٔ دروغی هم عاری و مبرا هستیم؛ چراکه همان گریهٔ دروغی را هم اگر انسان مواظب باشد، اثری در قلب می‌کند که بالاخره به گریهٔ واقعی و حقیقی منجر می‌شود.»
مهرشاد
۱
نَفَس‌کشیدن بدون زانوزدن در برابر صاحب‌نَفَس، گذراندن زمان است، نه زندگی‌کردن!
hassan_rasulzadeh118
۱
درس را باید خواند؛ چون محبوب می‌خواهد؛ اما سرگرم‌شدن به الفاظ و غفلت از معنا؟ هرگز!
hassan_rasulzadeh118
۱
«گریه آن است که از سوز دل آید بیرون و الا هر آب چشمی گریه نیست! ولی افتضاح اینجاست که ماها از آن گریهٔ دروغی هم عاری و مبرا هستیم؛ چراکه همان گریهٔ دروغی را هم اگر انسان مواظب باشد، اثری در قلب می‌کند که بالاخره به گریهٔ واقعی و حقیقی منجر می‌شود.»
hassan_rasulzadeh118
۱
بادهٔ امیر اهل دنیا برای فراموش‌کردن مشکلاتشان به شراب پناه می‌برند و اهل خدا برای مست‌شدن به انگورهای ضریح نور نجف. همین بی‌قراری بود که جوادِ جوان را، برای تکمیل تحصیلات دینی و جرعه‌نوشی از بادهٔ حضرت حیدر علیه‌السلام، روانهٔ نجف کرد. گویی تمام اهل معنا می‌دانند، نقطهٔ آغاز قصهٔ عاشقی دقیقاً همان‌جایی است که عشق به کمال خود می‌رسد: نجف! به تیغ ناز چه دانی کجاست آنجا که برای کشته‌شدن می‌کشند صف؟ نجف است!
کاربر ۸۸۲۴۰۴۸
۰
به تیغ ناز چه دانی کجاست آنجا که برای کشته‌شدن می‌کشند صف؟ نجف است!
zare64
۰
رحمت صحبتش همیشه از رحمت خدا بود. می‌گفت: «حتی اگر هفتاد پیامبر هم به قتل رسانده‌اید، باز از رحمت خدا ناامید نشوید و توبه را ترک نکنید؛ درِ رحمت خدا باز است.»
zare64
۰
اشک عشق با دلش کاری کرد که رازهای عالم را می‌فهمید. با قلب و جان می‌دانست کلید جلب رحمت الهی، اشک است. برای ما که دستمان از آسمان کوتاه است، نوشت: «گریه آن است که از سوز دل آید بیرون و الا هر آب چشمی گریه نیست! ولی افتضاح اینجاست که ماها از آن گریهٔ دروغی هم عاری و مبرا هستیم؛ چراکه همان گریهٔ دروغی را هم اگر انسان مواظب باشد، اثری در قلب می‌کند که بالاخره به گریهٔ واقعی و حقیقی منجر می‌شود.»
کاربر ۷۹۴۲۹۲۹
۰