صدای توفندهٔ آقای قمی را شنید که سخنرانیاش را شروع کرده بود: «به نام اصلاحات، احکام دین را زیر پا گذارده میگویند آزادی است! چطور آزادی میباشد؟ دزدی، رشوهخواری، رباخواری، مملکتفروشی، دینفروشی آزاد است؛ ولی بردن نام خدا آزاد نیست. ما از کتک خوردن، زندانی شدن، کشته شدن باک نداریم و احکام دین را به مردم میرسانیم...»