وقتی عمیق فکر میکنم، به این نتیجه میرسم که امید میتواند چیز خوبی هم باشد. اما برای من خطرناک است؛ زیرا بهشدت دلخوشکنک، اغراقآمیز و گمراهکننده است. وقتی بهقدر کافی ابله هستم که از حالت دفاعی خارج شوم، امید چشمانم را در برابر ناامیدی کور میکند و مشکل اصلی همینجاست. امید مرا سرخوش و حواسپرت میکند و وقتی سرخوشم، کارهای احمقانه میکنم؛ مثلاً یادم میرود یخچال را تمیز کنم یا لباسهای شستهشده را داخل خشککن بریزم و خب، اشتباهاتی مثل اینها عواقب دردناکی هم در پی دارند.