درنهایت، از نظر او، «زن» کسی است که با قدرتی اعجابآور با نسلونژادش ادغام میشود، بدون اینکه ماهیتش نقض شود. وی در هر لحظه میتواند بهصورت سه زن با سه کارکرد مجزا در کنار هم ظاهر شود و، با اغواگری، مادر یا مادربزرگ یا حتی نوزادی کوچک باشد و مردش را تصاحب کند. بهاینترتیب، درحالیکه زن از «سه» شروع میشود، هر مرد میل شدیدی به یگانهبودن دارد و همواره تنهاست. او، در مرحلهٔ تناسلی کامل، انواع حسادت پسران را به دختران شرح میدهد، به رشک مردان به حاملگی زنان میپردازد، و جنگندهبودن و خطرپذیری دیوانهوار آنها را تلاشی برای برابری با زن در پذیرش خطر حاملگی میداند و به جزئیات آن میپردازد.