«اگر داستانها را محوطهای باستانشناسی در نظر بگیریم و با دقت ریزبینانهای گردوخاک را از لایههایش پاک کنیم، بهجایی میرسیم که میفهمیم همیشه یک دری هم وجود دارد. نقطهٔ جداکنندهٔ بین اینجاوآنجا، ما و آنها، دنیای معمولی و جادو. در همین لحظه، هنگامی وقایع بین دنیاها جریان پیدا میکند و زمانی داستانها اتفاق میافتند که درها باز باشند.»