جملات زیبا از متن کتاب ترس اهل دریای زمردین | طاقچه
تصویر جلد کتاب ترس اهل دریای زمردین

کتاب ترس اهل دریای زمردین

نوع کتاب
۴.۴ امتیاز(از ۱۷ رأی)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Nirvana
۲
خاطرات روشی داشتند که برای ما تغییر کنند. درگذر زمان تلخ‌تر یا شیرین‌تر شوند، مانند آبجویی که می‌نوشیم و بعد دوباره طعمش را احیا می‌کنیم؛ اما دستورالعملش را تقریباً درست درمی‌آوریم. نمی‌شود یک خاطره را چشید، بدون اینکه با چیزی که به آن تبدیل شدیم آلوده شده باشد.
Nirvana
۱
در هرج‌ومرج دیوانه‌وار تباهی، وفاداری به جنبش و قلمرو از بین می‌رود؛ اما اتحاد بین مردم، خُب، از فولاد قوی‌تر است. اگر می‌خواهید قهرمان خلق کنید، چیزی برای مبارزه به آن‌ها ندهید. کسی را به آن‌ها بدهید تا به خاطرش مبارزه کند.
Talia
۰
جهان‌آورانی مانند من، دهه‌ها در میان داستان‌ها، افسانه‌ها، اسطوره‌ها و آوازهای مست میخانه‌های مردم به دنبال داستان‌های خاص می‌گردیم. در شکار شجاعت، زیرکی و قهرمانی هستیم؛ و هیچ کمبودی در این فضیلت‌ها پیدا نمی‌کنیم. اسطوره‌ها در این موارد احمقانه هستند. اما فردی که حاضر است در افکار خود تجدیدنظر کند؟ قهرمانی که بتواند بنشیند و دوباره زندگی‌اش را ارزیابی کند؟ خُب، این جواهری است که واقعاً می‌درخشد، دوست من
Talia
۰
ترِس گفت: «تو یه گوش روی دستت داری.» «همممم؟ اوه، آره.» «اما ... چرا؟» اولام گفت: «چون وقتی تو قسمت داخلی رونم می‌ذارمش، مدام صدای کشیده شدن لباس‌هام بهش رو می‌شنوم که به‌شدت حواس‌پرت کنه.»
Talia
۰
او گفت: «من ... به‌سختی متوجه نصف چیزایی که گفتی شدم، اولام.» «نصف؟ وای، می‌دونستم باهوشی. مغزت ...» ترِس گفت: «... برای فروش نیست.»
Talia
۰
بیشتر مردم هیچ‌وقت زندگی نمی‌کنن، ترِس. چون می‌ترسن سال‌هایی که براشون باقی مونده رو از دست بدن
Talia
۰
من عاشق خاطراتم. آن‌ها تصنیف‌های ما هستند، اسطوره‌های بنیادی شخصی ما؛ اما باید اذعان کنم که اگر خاطرات را به حال خودشان رها کنیم می‌توانند بی‌رحم باشند.