مسعود در جواب گفته بود: «ببینید، علیمحمدی یک میز در دانشگاه در دفترش دارد؛ روزیِ من هم وابسته به اینجا نیست که نگران باشم. هروقت دقیق شرایط معلوم شد، من این کار را میپذیرم و این پژوهشکده را از لحاظ علمی ارتقا میدهم، وگرنه مسئولیتی قبول نمیکنم که اجازهٔ لازم را نداشته باشم و بعد از چند سال، هیچ کاری را عملاً پیش نبرده باشم.» اهل کارهای ماشاءاللّه انشاءاللّهی نبود.